پایگاه خبری چشم انداز ایلام :
برای جنگل های در آتش سوخته ایلام
✍️عبدالجبار کاکایی
کفاف کی دهد این باده ها به مستیِ ما
من بلوطم!
همسفره ی شبانان بی معجزه، پیامبران بی امت، آغوش پنهان پوش کودکانم
در سالهای بی باران
در روزهای بمباران…
نگران شناسنامه ام نیستم ریشه های پنهان در خاک نخواهند سوخت …
اما
این آبها برای فرو نشاندن آتش درونم کافی نیست
هزار ها سال در پیراهنم پنهان کرده بودم آتشی که اکنون به مردمکهای تو رسیده…
نمی توانستم تنِ گُر گرفته ی دخترکانم را ببینم وخاموش باشم
من بلوطم!بلوطِ خاموش
حیف است بلوطی که گرفتار بروید
در حاشیه ی آهن و دیوار بروید
حیف است بلوطی که جنون را نشناسد
در خاک زند پنجه و خون را نشناسد
حیف است بلوطی که گریزد رَمِه از او
او از همه دلتنگ نشیند، همه از او
حیف است بلوطی که بسوزد بَر و بارش
خاکستر خورشید شود سنگ مزارش