«در همسایگی مرگ» روایتی از زندگی حاج یونس و نقش یاران حاج قاسم در امنیت و جبهه مقاومت است.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم،محمد سلیمانی، روزنامهنگار در یادداشتی نوشت:
مستند «در همسایگی مرگ» را دیدم؛ روایتی جذاب از زندگی و مجاهدتهای شهید حاج ابوالفضل نکویی، معروف به «حاج یونس» از فرماندهان اطلاعات نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب. اثری که بنیاد حفظ و نشر آثار شهید حاج قاسم سلیمانی آن را تهیه کرده و دریچهای تازه به لایههای پنهان مقاومت میگشاید.
انسانهای بزرگ برای رسیدن به هدفهای بزرگ، نیازمند همراهانی درخور خود هستند. حاج قاسم سلیمانی برای تحقق آرمان آزادی قدس و نابودی رژیم صهیونیستی، چنین یارانی داشت. شهید همدانی، حاج رمضان، حسن شاطری، محمدرضا زاهدی، سید رضی، ابوحامد، حاج عماد مغنیه، مصطفی بدرالدین، حاج یونس و بسیاری دیگر، حلقههایی از یک زنجیر محکم بودند. این فرماندهان و صدها شهید مدافع حرم، در کنار حاج قاسم، شکستهای مفتضحانهای بر اسرائیل، آمریکا و تروریستهای دستپروردهای چون داعش تحمیل کردند و آنها را در رسیدن به اهداف خود ناکام گذاشتند.
برای درک ژرفای شخصیت حاج قاسم، تنها شرح ویژگیهای او کافی نیست. باید شخصیت، اقدامات و سبک زندگی اطرافیان آن مرد بزرگ نیز بازخوانی شود. حاج یونس آیینه تمامنمایی از ایمان، هوش سرشار، ذکاوت، تلاش شبانهروزی، اخلاص و صمیمت حاج قاسم بود. پیروزیهای استراتژیک حاج قاسم در سوریه، مدیون همراهیها و رشادتهای این فرمانده گمنام است.
حاج یونس همچون حاج قاسم شخصیتی ذوالابعاد داشت. در عرصه سیاسی، بر پیچیدگیهای جریانات سوریه اشراف کامل داشت. از نظر فرهنگی، با آداب، رسوم و تاریخ کهن این سرزمین آشنا بود. در جغرافیای سوریه، کوچه به کوچه و محله به محله را بهتر از اهالی بومی میشناخت. با زبان عربی و گویش شامی چنان عجین شده بود که فرقی با مردم حلب یا دمشق نداشت. دغدغهی رسانه و هنر داشت و آثار ماندگاری چون «به وقت شام» و «قلب رقه» و دهها مستند تلویزیونی با حمایت دلسوزانهی او تولید شد. او بود که فعالان رسانهای ایران و منطقه را برای تبیین اهمیت مقاومت، از تونلهای دمشق تا قلعه حلب همراهی و هدایت میکرد.
حاج یونس از کودکی با انقلاب اسلامی عجین شد. نوجوانی کمسال بود که اسلحه به دست گرفت و در دفاع مقدس حضور یافت. از آن روز تا بیش از چهل سال، سلاح دفاع از اسلام را بر زمین ننهاد. از ایران تا لبنان و سوریه، هرجا که نیاز بود، حضور یافت تا سرانجام بدست رژیم جنایتکار صهیونیستی در تهران، در خلال جنگ دوازدهروزه، به آرزوی دیرینهاش یعنی شهادت رسید. او نمونهی برجستهای از نسلی بود که زیستشان در میدان جهاد معنا میگرفت و هیچگاه از مبارزه خسته نشد.
در بخشی از این مستند، حاج یونس خاطرهای از حاج قاسم نقل میکند: او در ابتدای جنگ سوریه به دمشق آمد و با چهار، پنج نفر از برادران ایرانیِ فعال در جبهه مقاومت سوریه و لبنان جلسهای گذاشت و گفت: «برادران من، دست و پای شما را میبوسم. هرچقدر میتوانید تلاش کنید، نخوابید و استراحت نکنید و نگذارید سوریه سقوط کند؛ زیرا اگر سوریه سقوط کند، ما در تهران باید با دشمن بجنگیم.» همین پیشبینیِ تلخ، تنها شش ماه پس از سقوط سوریه در تهران رقم خورد و امروز سخن پانزده سال پیش حاج قاسم برای همه روشن شده است: مقاومت در سوریه و لبنان چقدر برای آرامش و امنیت ایران ضروری، لازم و حیاتی بوده و امنیت ایران در سالهای اخیر مدیون مجاهدتها و تلاشهای چه بزرگان و قهرمانانی است که با مبارزه خود سایه جنگ را از سر این میهن دور کردند.
ساخت مستندها و انتشار کتابهایی از این دست، درباره یاران شهید حاج قاسم، هم به شناخت بیشتر ایشان در میان مردم کمک میکند و هم ستارههای نورانی آسمان مقاومت و انقلاب اسلامی را نمایانتر میسازد. بر خود لازم میدانم از بنیاد «مکتب حاج قاسم» تشکر کنم و بر لزوم استمرار تولید چنین آثار فاخری تأکید مینمایم. روایت این قهرمانان گمنام، حقایق تاریخی را زنده نگه میدارد و چراغ راه نسل آینده است.
انتهای پیام/