نه یک روز، که حدود سه سال است هر روز در غزه عید است؛ عید قربان، با 72942 هزار شهید و قربانی…
خبرگزاری تسنیم: فاطمه مرادزاده ـ ماههای اول جنگ بود، که مادر و دو خواهر و برادرش را از دست داد. غزه بمباران شد، آنها زیر آوار جان دادند. سارا ماند و پدرش. بمبارانِ شمال غزه که شدت گرفت، مردم آواره شدند و دسته دسته راه افتادند به سمت جنوب. سارا و بستگانش هم رفتند، اما بابای سارا ماند.
یک سال گذشت و سارا و بابا همدیگر را ندیدند. شمال باریکه غزه محاصره بود. جدایی افتاده بود بین خانواده های شمال و جنوب.
همین چند ماه پیش شمال غزه از محاصره خارج شد و سارا و فامیلش به شمال برگشتند. چشمان پدر روشن شد و دلش قوت گرفت. چندماه زندگیِ سخت در غزهی ویران در کنار هم، برای سارای 7 ساله و بابا شهد بود و گوارا، پس از غربت و فراق یکساله.
آتشبسِ غزه اما آتشبس نبود. غزه دوباره بمباران شد. اینبار پدر زیر آوار ماند. پدر جان داد، دو ماه پیش.
سارا دوباره تنها شد. این بار تنهای تنها. اما به زندگی ادامه داد، زیر بمبارانِ گاه به گاه غزه، بین آوار، توی یک ساختمان نیمهویران تا همین چند روز پیش.
نیمهشب بود. جنگندههای رژیمِ غاصبِ اشغالگر دوباره آمدند. سارای 7 ساله خواب بود. جنگندهها بمبهایشان را ریختند و برگشتند.
شمال غزه دوباره پر از دود و خاک و آتش شد. کمی بعد، مردهای محله از یک ساختمان فروریخته بیرون آمدند. روی دستشان یک پیکرِ کوچکِ تکه تکهی غرقدرخون بود. سارا بود. سارای 7 ساله…
آن زمان، بامداد و ابتدای روز عید قربان بود!
.
سحرگاه بود و بمباران ادامه یافت. بمبها روی یک ساختمان مسکونی در منطقه ریمالِ شهر غزه که فرود آمد و ساختمان فرویخت، چند پیکر خونین و خاکآلود از زیر آوار بیرون کشیده شدند.
5 پیکرِ متلاشیشده که اعضای یک خانواده بودند؛ خانواده فرمانده بزرگ ابوعمرو.
محمود عوده (ابوعمرو) پس از شهادت عزالدین الحداد، فرمانده جدید «گردانهای عزالدین قسام/ شاخه نظامی حماس» شده بود. آن سحرگاه، ابوعمرو به همراه همسرش، دخترش جمیله و پسرانش یاسر و یحیی همگی با هم به شهادت رسیدند.
آن روز عید قربان بود؛ 6 خرداد 1405 شمسی/ 10 ذی الحجه 1447 قمری.
آن روز؛ آن روزِ عید بزرگ مسلمانان؛ 33 فلسطینی در بمبارانهای غزه شهید شدند؛ 33 قربانی…

همانروز 1707301 مسلمان از سراسر دنیا در صحرای منا در عربستان در حال قربانی کردن گوسفند و گوساله بودند تا حجشان مقبول شود و در درگاه الهی مقربتر شوند.
حجشان قبول انشاءالله. حجِ تمام آن یکمیلیونوهفتصدوهفتهزاروسیصدویک نفر که امسال مثل زائران سالهای پیش دور کعبه طواف کردند و در منا قربانی…
قربانی صدها هزار مسلمانی که حج روزیشان نشد، اما از باب استحباب و خوشایندِ یار، در شهر و دیارشان شتر و گوساله و گوسفند ذبح کردند و همینطور قربانی نیابتیها هم قبول. گرچه صادق الغریانی؛ مفتی لیبیایی گفته بود کمک به غزه، برتر از حج نیابتی و ساخت مسجد است.

غزهایها هم دلشان حج میخواست؛ سفر حج و جشن عید مهم قربان و قربانی دادن برای خدای ابراهیم (ع) و محمد(ص) و کعبه و مسجدالاقصی.
محاصره 18 سالهی غزه و جنگ 3 سال اخیر و محدودیتهای اعمالشدهی تردد توسط صهیون اما همه اینها را از غزه گرفته است.
بیش از 10000 نفر از مردم غزه در طول سه سال گذشته به دلیل ادامهی جنگ و بسته شدن گذرگاهها، از انجام حج منع و محروم شدهاند؛ هزاران نفری که مراحل سفر خود را تکمیل و هزینههای سفر را پرداخت کرده بودند.
این آماری است که وزارت اوقاف و امور مذهبی فلسطین داده و گفته 71 نفر از این افراد با حسرت و آرزوی سفر حج، فوت کرده یا شهید شدهاند.
حج رفتن به کنار، مردم باریکه غزه، دیگر امکان خرید دام و قربانی کردن در روز عید قربان را هم از کف دادهاند.
از حدود 3 سال پیش و اکتبر 2023 که رژیم اشغالگر بهانهای برای یورش به غزه پیدا کرد، دامداریها، زمینهای کشاورزی و باغات، یکی از اهداف مهمش برای بمباران و نابودی شد. بمبارانی که همچنان ادامه دارد و بیش از 90 درصد از اراضی کشاورزی، 100درصد بنادر و زیرساختهای دریایی و ماهیگیری و تقریبا تمام دامداریها و مرغداریها را نابود کرده است.
جمعیت دامها به صفر یا کمترین میزان رسیده، آنقدر کم، که قیمتش سر به فلک بکشد.
دلیل این افزایش قیمت را وزارت کشاورزی فلسطین اینطور بیان میکند که تعداد گوسفندان و بزها از تقریبا 60000 راس به حدود 3000 راس کاهش یافته، درحالی که دیگر گاوی برای ذبح پیدا نمیشود و از 3000 گاو شیریِ پیش از جنگ، فقط دو یا سه راس باقی مانده است.
خب با این شرایط بیدلیل نیست که قیمت هر کیلوگرم گوشت امروز به 80 تا 115 دلار رسیده است. چیزی بین 10 تا 20 میلیون تومان!
حالا فکر کنید وقتی 90 درصد خانهها، زیرساختها، مزارع و باغات و مشاغل از بین رفته و 90 درصد مردم بیکار و از شمال به جنوب و از جنوب به شمال، آواره و سرگردان هستند، پولی برای خرید یک مثقال گوشت هست؟! چه رسد به یک کیلوگرم با بهای 20 میلیون تومان!
البته شاید بیش از یک میلیون و هفتصد هزار حاجی در سرزمین وحی، دلشان میخواست دستِ کم پارهای گوشت از حدود 2 میلیون راس دامی که قربانی کردهاند، به دست آوارگان گرسنه و جنگزدهی غزهای برسد… اما نرسید…
سه سال است که هیچ گوشت قربانی به غزه نرسیده است؛ سه سال از 15 مهرماه 1402؛ از آغاز نسلکشی و کشتار در غزه توسط اشغالگران صهیونیاپستینی.
گوشتهای قربانی زیر نظر بانک توسعه اسلامی بین کشورهای محرومِ افغانستان، پاکستان، مالی، نیجر، سودان، سنگال، جیبوتی، سومالی، کنیا، دارالسلام، تانزانیا، کومور، موزامبیک، بنگلادش، موریتانی، گینه، سیرالئون، آلبانی و بوسنی توزیع میشود، اما تکهای از آن حتی به اندازه کف دست، به غزه نمیرسد. یعنی دزدان سرزمین فلسطین اجازه نمیدهند.

عید قربان؛ از عربستان تا غزه
سپیدهدم عید قربان که سر زد، مردم عربستان سرشان خیلی شلوغ شد. نماز عید قربان و پس از آن حضور در جشنهای روز عید؛ آتشبازی و نمایشهای دریایی و جشنهای گروهی و حضور در اجراهای هنری موسیقی و تئاتر و … اینها البته پس از ذبح دامهای خریداری شده بود. یک رسم ریشهدار دیگر هم هست به نام «عیدیه» یا «هدایای عید» که بر اساس آن در شب عید، خانوادههای عربستانی به کودکان خود هدیه میدهند تا برای اعمال و جشنهای روز عید، شاد و سرحال و آماده شوند.
این فهرست پُروپیمانِ جشنها و برنامههای روز عید قربان تقریبا در تمام کشورهای عربیاسلامی پیاده میشود؛ در همه کشورها، بهجز فلسطین اشغالی و باریکهی در خوننشسته غزه!
مردم فلسطین و غزه هم عاشق عید مهم قربان هستند. امسال اما سهمشان از این عید بزرگ اسلامی فقط مرور خاطراتش بود. کاری که محمد الصیداوی در دیرالبلح در مرکز شهر غزه کرد. از سپیده صبح کنار کشتارگاه ویران شدهاش ایستاد و خاطرات عیدهای سالهای پیش از جنگ و محاصره را مرور کرد: «ده یا پانزده روز قبل از عید، مردم برای خرید میآمدند. آنجا مثل یک جشن بود و کشتار در تمام طول روز ادامه داشت. خیابانها پر از آغلهای موقت، هیاهوی دلنشین فروشندگان و خریداران و کودکان شاد… مردم خوشحال بودند و کشتارگاهها منبع درآمد خانوارهای زیاد…»
نماز عید قربان با شکمهای گرسنه
غزهایها اما دلشان حال و هوای شاد عید قربان میخواست. همین بود که آفتاب سرنزده، پیر و جوان، زن و مرد، بزرگسال و کودک، با بدنهای نحیف و چهرههای خسته و شکمهای گرسنه و لباسهای کهنه، مثل جویهای زلال آب، از لابهلای خانههای فروریخته و چادرهای فرسوده آوارگان به سمت میدان السرایا در قلب شهر غزه سرازیر شدند و نماز صبح روز عید قربان خواندند.
نماز عید انگار دوباره عشق و امید پاشید توی رگهای پیر و کودک و جوان غزهای؛ امید و شادی و لبخندِ کمحالی که به نگاه بلندقامتان رزمنده حماسی رسید و دوچندان شد.
.
غزهایها دلشان سفر حج و حال و هوای عید و قربانی میخواست، اما نه مجوز سفر بود و نه حال و هوای عید و لباس نو و عیدی و گوشت قربانی…
پس توی خرابهها نشستند و با حزن و شوق و رنج و اشتیاق، خواندند: «حاجیان نزد تو آمدند و ما اینجا/ در میان خیمهها رنج میبریم/ از رفتن به آن دیار محروم شدیم/ از بیتوته در «منا» محروم گشتیم/ از طواف محروم ماندیم و این برای ما دردناک است/ از شوق آن حرم گریستیم/ در غزه خون دل میخوریم/ پس به حال ما بنگر که ای خدا، بخشش و نعمتها از توست».
.
غزهایها دلشان عید قربان میخواست و ذبح و قربانی، که تقدیم یار کنند. گوسفند و گوساله و بره نبود، اما قربانی زیاد… محمود عوده (ابو عمرو) و همسر و یاسر و یحیی و جمیلهاش، سارای 7 ساله، محمد و حسین و عمار و فاطمه… همه آن 33 نفری که از بامداد چهارشنبه؛ عید قربان، در بمباران و حمله هوایی اشغالگران صهیونی شهید شدند و روز عید روی دست آوارگان غزه، تشییع…
تشییع در مسیری که از نماز عید قربان شروع میشد و به نماز میت و گورستان ختم…
.
غزهایها حالا سه سال است که حجشان از هر حجی مقبولتر است، که نه فقط در روز عید قربان، که هر روز در حال قربانی دادن هستند؛ از سه سال پیش…
مردم نجیب و مظلوم و مقاوم غزه در طول 31 ماه نسلکشی و هجوم بیامان اشغالگران، در کنار تخریب 80 درصدی ساختمانهای مسکونی (بیش از 370 هزار واحد از 450 هزار واحد مسکونی) که نتیجهاش شده 60 میلیون تُن آوار و آوارگی 85 درصدِ جمعیت غزه (بیش از 1.9 میلیون نفر از جمعیت حدود 2.1 میلیون نفری)، و اشغال 65 درصدی کل باریکه (حصر 2.1 میلیون آواره در 35 درصد از مساحت غزه)، در کنار همه اینها، تاکنون 72942 قربانی دادهاند؛ 72942 هزار شهید…
و این روزها که هنگامه بازگشت حاجیان از حج است و سرور و شادی بزرگشان، من فکر میکنم که شاید خداوند قربانی حاجیان در صحرای منا را مثل قربانی ابراهیم خلیل (ع) بپذیرد و قربانی مردم غزه را مثل قربانی فرزند پیامبر خاتمش(ص)؛ سیدالشهدا (ع)، که خود و تمام عزیزانش، نه با مال و دام، که با جانِ عزیز به قربانگاه رفتند و به جای حضور در صحرای عرفات و منا و طواف دور کعبه و ذکر لفظی «لبَّیک اللّهمّ لبَّیک»، راهی صحرای کربلا شدند و ذکر تلبیهشان، «هَیْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة» شد و ایستادگی در برابر ظلم و کفر و استکبار.

انتهای پیام/
منبع: از منا تا غزه؛ فاصلهای به اندازه یک حج ابراهیمی تا حج عاشورایی
دیدگاههای کاربران