خداوند میفرماید امامت به ظالمان نمیرسد و شرک، ظلم عظیمی است. تنها کسی که کمترین شرکی نداشت، امام علی بود.
خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: مسئله امامت و ولایت در تفکر اسلامی، نه یک انتخاب بشری یا توافقی میان اصحاب، بلکه «عهدی الهی» است که تنها از جانب خداوند تعیین میشود. در این نگاه، شرط تحقق این جایگاه بلند، برخورداری از مقام عصمت و طهارتِ مطلق است؛ چرا که امام، راهبرِ امت به سوی کمال است و کسی میتواند این رسالت را بر دوش کشد که خود در تمامی عمر، از هرگونه آلودگی به شرک و گناه مبرا بوده باشد.
با مرور آیات قرآن کریم، روشن میشود که واگذاری منصب امامت همواره به اراده مستقیم پروردگار صورت گرفته و در امت اسلام نیز، مصداق این شایستگیِ بیبدیل، کسی جز علی بن ابیطالب علیهالسلام نیست که از کودکی در دامان وحی پرورش یافت.
در گفتوگو با حجتالاسلام رفیعی، پژوهشگر مطالعات قرآن و حدیث، به واکاوی مستندات قرآنی این جایگاه و تبیین ویژگیهای انحصاری امام معصوم میپردازیم:
* با توجه به جایگاه ویژهی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در هدایت همهی انسانها، جنها و ملائکه، چرا جانشینی ایشان باید امری بسیار مهم و فراتر از یک انتخاب عادی باشد؟
برای پاسخ به این سؤال ابتدا نیاز به دانستن اهمّیّت روز غدیر و جانشینی رسول خدا صلّی اللّه علیه وآله است. ابتدا باید جایگاه حضرت را بشناسیم، تا بدانیم چه کسی میتواند جانشین او شود.
رسول خدا صلّی اللّه علیه وآله خلیفهی خدا بر اهل آسمانها و زمین است، یعنی بر تمام ملائک و جنّیان و انسانها، چه بپذیرند و چه نپذیرند.
درباره ملائکه؛ زیرا خلافت حضرت ادامهی همان خلافت الهی در زمین است که خداوند در زمان خلقت حضرت آدم علیه السلام بیان فرمود و از همهی ملائک آسمانها و زمین خواست که بر آدم سجده کنند، یعنی مطیع او باشند، و فرود آمدن ملائکه بر پیامبر صلی الله علیه و آله در شب قدر نیز در امتداد همان ماجراست.
درباره جنّ و اِنس هم خداوند در روز قیامت، آنها را مورد خطاب قرار میدهد: «اى گروه جنّ و اِنس، آیا از میان شما رسولانی براى شما نیامدند که آیات مرا بر شما بخوانند و از دیدار این روزتان به شما هشدار دهند؟ گویند: ما به زیان خود گواهى دهیم»[سوره انعام: 130].
حالا که مشخّص شد تمام ملائکه و جنّیان و انسانها باید مطیع حضرت باشند تا در صراط مستقیم الهی حرکت کرده و به جایگاه بندگی خدا برسند، خودتان قضاوت کنید که چه کسی میتواند جانشین پیامبر در میان ملائک شود تا در شب قدر بر او نازل شوند؟
زیرا در سوره قدر از عبارت «نازل میشوند» استفاده شده که نشان میدهد شب قدر پس از پیامبر اکرم نیز جریان خواهد داشت. و چه کسی میتواند پاسخگوی تمام پرسشها و نیازهای علمی جنّ و اِنس شود؟ آیا کسی جز علیّ بن ابیطالب علیه السلام وجود داشت که ادّعا کند: «هر چه میخواهید از من بپرسید که من به راههای آسمان، آشناتر از راههای زمینم»؟
البتّه چون این جایگاه، یک منصبِ الهی است، تنها خداوند میتواند فردی را برای آن منصوب کند و پیامبر فقط او را معرّفی میکند، لذا خداوند همیشه در قرآن، قرار دادن «امام» و «ولیّ» و «خلیفه» را به خودش نسبت داده و میفرماید: «من قرار دادم».
* یعنی هر کجا که موضوع امامت و ولایت و خلافت مطرح شده، خداوند به خودش نسبت داده است؟
بله؛ به عنوان مثال، درباره «امامت» میتوان به آیات زیر اشاره کرد:
خداوند در آیه 124 سوره بقره میفرماید: «وَ إِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ ۖ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِی ۖ قَالَ لَا یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ»؛ یعنی «و چون ابراهیم را پروردگارش به کلماتی مبتلا کرد و آنها را به اتمام رسانید، فرمود: من تو را امام بر مردم قرار دادم. ابراهیم عرض کرد: از ذرّیۀ من هم [کسی را امام قرار خواهی داد]؟ فرمود: عهد من به ظالمین نمیرسد».
در این آیه، نکات بسیار زیبایی وجود دارد، از جمله این که:
حضرت ابراهیم علیهالسلام پس از اتمامِ همه آزمونهای الهی و پس از اولوالعزمی، توسّط خداوند به عنوان «امام بر مردم» قرار داده شد و این، نشان از جایگاه والای امامت است.
دیگر اینکه: ابراهیم علیهالسلام از خداوند میپرسد: «آیا از نسل من هم کسی را امام قرار خواهی داد؟» و این کلام نشان میدهد که فقط خداوند میتواند این کار را انجام دهد و حتّی ابراهیم علیهالسلام نیز نمیتواند طبق خواستۀ خویش، فرزندانش را امام قرار دهد.
دیگر این که: خداوند امامت را عهد و پیمان خود میداند و اجازه نمیدهد که شخص ظالم به این مقام برسد و میفرماید: «عهد من به ظالمین نمیرسد» و از بزرگترین ظلمها، شرک است و خداوند در آیه 13 سوره لقمان فرموده: «به راستی که شرک، ظلمی بزرگ است.»
* با این حساب، در امّت پیامبر اسلام، تنها کسی که حتّی به اندازۀ یک چشم بر هم زدن نیز مشرک نبوده و مرتکب هیچ گناه بزرگ و کوچکی نشده و از کودکی در دامان پیامبر تربیت شده، علی علیهالسلام است.
درسته؛ در حالی که سایر اصحاب پیامبر، پس از سالها شرک و بتپرستی، توبه کرده و مسلمان شدند. اکنون خود شما قضاوت کنید که چه کسی شرط امامت را دارد؟
همچنین خداوند در آیه 73 سوره انبیاء میفرماید: «و آنان را امامانی قرار دادیم که به امر ما هدایت میکردند»، و در آیه 74 سوره فرقان میفرماید: «و آنان که میگویند: پروردگارا، از همسران و فرزندانمان به ما روشنیِ چشم ببخش، و ما را امام بر متّقین قرار بده»، و در آیه 5 سوره قصص میفرماید: «میخواهیم بر کسانی که در زمین ضعیف شمرده شدهاند منّت نهیم و آنها را امام قرار داده و ایشان را وارث [زمین] گردانیم».
دربارۀ «ولایت» نیز چنین بوده و تنها خداوند است که اولیاء الهی را قرار میدهد.
خداوند در آیه 55 سوره مائده میفرماید: «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ»؛ «ولیّ شما، فقط خدا و رسول او و کسانی هستند که ایمان آوردهاند، همان کسانی که نماز برپا میدارند و در حال رکوع، زکات میدهند».
بر کسی پوشیده نیست که منظور از زکات دهنده در رکوع، علی علیه السلام است و خداوند او را همراه خود و رسولش به عنوان «ولیِّ امر» قرار داده است.
در آیه 75 سوره نساء نیز میفرماید: «… الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَٰذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ نَصِیرًا» «آنان که میگویند: پروردگارا، ما را از این شهری که مردمش ستمگر هستند بیرون ببر، و از جانب خودت برای ما ولیّ و یاوری قرار دِه».
دربارۀ «خلافت» نیز چنین است و خداوند قرار دادن خلیفه را به خود نسبت میدهد.
الف) دربارۀ خلیفه قرار دادن اشخاص، خداوند در آیۀ30 سوره بقره میفرماید: «وَ إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً…» «و چون پروردگارت به ملائک گفت: من در زمین خلیفهای قرار خواهم داد»، و در آیه 26 سوره صاد میفرماید: «یَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ»، و در آیه 55 سوره نور میفرماید: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ؛ خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادهاند، وعده داده که آنها را در زمین، خلیفه و جانشین قرار دهد همانگونه که کسانی را که پیش از آنان بودند، خلیفه و جانشین قرار داد».
ب) دربارۀ خلیفه قرار دادن اقوام، خداوند در آیه 165 سوره انعام میفرماید: «و اوست کسی که شما را در زمین جانشین [پیشینیان] قرار داد»، و در آیه 69 سوره اعراف میفرماید: «و به یاد آورید زمانی را که [خداوند] شما را پس از قوم نوح، خلیفه و جانشین [آنها] قرار داد»، و در این باره میتوانید به این آیات رجوع کنید: «اعراف: 74 و 129»، «یونس: 14 و 73»، «هود: 57»، «نمل: 62»، «فاطر: 39» و «حدید: 7».
پس در تمام آیات فوق شاهدیم که خداوند، قرار دادنِ امام و ولیّ و خلیفه را به خود نسبت میدهد و موضع شیعیان، منطبق با قرآن است و آنها فقط کسانی را امام و ولیّ و خلیفه میدانند که خداوند تعیین کرده باشد و توسط پیامبر معرفی شده باشند.
امّا عامه هیچ معیاری برای خلافت پیامبر ندارند، همچنان که زمامدار اوّل را با اِجماع صحابه در سقیفه بدون حضور اهل بیت، و زمامدار دوّم را با تعیین خلیفه اوّل، و زمامدار سوّم را با شورای 6 نفره که زمامدار دوّم تعیین کرده بود، انتخاب کردند.
انتهای پیام/
دیدگاههای کاربران