وقفهی جنگ تحمیلی در اجرای نمایشها آیا الگوی گفتمانی جدید بین فرصتها و تهدیدها را به وجود آورده؟
قطع به یقین آنچه بر صحنه سالنهای نمایش در حال اجراست نمایش هایی است که از سال گذشته نوبت اجرا داشته و دارند.درمورد آسیبهای اقتصادی تعطیلی اجراهای نمایشی مطالب و گفتهشده که در حوصله این مطالب نیست. شاید بهتر آن باشد که همونطور که جنگ تحمیلی سوم ناخواسته باعث تعطیلی در اجراهای صحنهای شد وقفهای تأملبرانگیز و تدبیری در سیاستهای اجرایی پیش رو در نمایش متقاضی اجرا به وجود می آمد تا فرهنگ مقدس مقاومت و شهادت رهبر شهید عزیز و مردم و کودکان و دانشآموزان شهید وطنمان تبیین فرهنگ و گفتمان فرهنگسازی شکل می گرفت.
قصد این یادداشت نسخه پیچی برای عناصر سیاستهای مستقل و متفکر تئاتر مشهد چهبسا استانی نیست. بلکه بررسی الگویی است که گفتمان جدید ایثار و مقاومت را بازشناسی کند. تئاتر خود یک دستگاه مولد فرهنگی است که به خوبی در هر برههای از زمان نسبتبه شناخت و نیازسنجی روز، بسترهای فرهنگی به وقت خود روی آورده و خوراک فرهنگی مناسب مناسب زمان رو بهوسیلهی هنرمندان و فراگیرتر تولید و اجرا کردهاست. اگرچه بر هیچ مدیر و فعال هنری پوشیده نیست که این طرح گفتمان نیازمند پژوهش و برنامهریزی مناسب است که با نیازسنجی و آسیبشناسی رویدادهایی که جنگ تحمیلی در شکلگیری آن تاثیر گذار بود، بهنحوی میتوان مضامین را از دل همین رویدادها استخراج کرد و این مضامین با در اختیار قرار دادن به گروههای نمایشی به اجرای عمومی برسند که خود بخشی از تولیدات فرهنگی مقدس جنگ تحمیلی شوند.
شکلگیری فرصتهای هنری جدید رویدادهای تلخ را به یک «پروژه هنری زنده تبدیل میکند» و هنرمندان آموزش میدهند با توصیف هنرمندانه واقعه و مستندسازی خلاقانه و انتخاب قالبهای روایی مناسب از یک بحران ظرفیتهای جدید هنری خلق کنن حتی تئاتر میتواند از این انحصار صحنه بیرون بیاید و به میدان و خیابان روی آورد. در انتها فاجعهای مدرسهای «شجره طیبه» در میناب یکی از بارزترین مصادیق نقش هنر در روایت جنگ میتواند باشد با الهام از این رویداد نمایشی می توان نمایشی قدرتمندی صحنه و خیابان بیاید.
رضا برآبادی ،منتقد سینما تئاتر
منبع: بازشناسی فرهنگی هویتی نمایشهای روی صحنه مشهد مقدس پساز جنگ سوم تحمیلی
دیدگاههای کاربران