پرویز امینی میگوید: راز ایستادگی امروز ایران نه فقط قدرت نظامی، بلکه «جامعهسازی» انقلاب است.
تحلیل بنیانهای اجتماعی ایران: فراتر از سیاست و نظامیگری
ریشهیابی قدرت کنونی ایران در «جامعهسازی»
پرویز امینی در گفتوگویی با محمدرضا شهیدیفرد در برنامه «من ایرانم»، تأکید کرد که درک وضعیت کنونی جمهوری اسلامی نیازمند نگاهی عمیقتر از صرفاً تحلیلهای نظامی یا سیاسی است و باید به فرآیند چند دههای «جامعهسازی» توجه کرد. وی این فرآیند را مولود دوران آغازین انقلاب تحت رهبری امام خمینی دانست که در ادوار بعدی تقویت و توسعه یافته است.
مقایسه تاریخی مقاومت و توانمندی
امینی ایران امروز را در برابر یکی از قدرتمندترین نیروهای نظامی تاریخ قرار گرفته توصیف کرد، نیرویی که به زعم او حتی از امپراتوری روسیه در دوران معاهدات تلخ ترکمنچای و گلستان نیز برتر است. او با اشاره به سوابق تاریخی شکستهای ایران، همچون دوران قاجار یا اشغال در شهریور ۱۳۲۰، توضیح داد که در آن مقاطع، یا عزم مقاومت وجود نداشت و یا اراده به دلیل فقدان تواناییهای لازم، ناکام میماند؛ مانند تجربه عباسمیرزا که اراده داشت اما امکانات کافی نداشت.
«در وضعیت کنونی، تفاوت اساسی این است که ما هم عزم راسخ داریم و هم توانایی تحقق آن را کسب کردهایم.»
انسجام جامعه در غیاب رهبری
نکته برجسته از دیدگاه امینی، پایداری ساختارهای کشور حتی در شرایط فقدان بالاترین مقام رسمی و فرمانده کل قوا است. او معتقد است که ساختار سیاسی، نظامی و پیوند «امت و امامت» کارکرد خود را حفظ کردهاند. این امر نشان میدهد که جامعهای که طی دههها ساخته شده، به بلوغی رسیده که در غیاب رهبر نیز توانایی عملیاتی خود را از دست نمیدهد.
انقلاب اسلامی در زمره «انقلابهای کبیر»
امینی این سطح از تابآوری جامعه در برابر بحران را در تاریخ ایران بیسابقه خواند و آن را محصول انقلابی دانست که از منظر علوم اجتماعی در ردیف «انقلابهای کبیر» جهانی قرار میگیرد؛ دستهای که تعداد آنها در طول تاریخ اندک بوده است.
انقلاب ۱۳۵۷ صرفاً یک تغییر حکومتی نبود، بلکه یک دگرگونی بنیادین اجتماعی و ایدئولوژیک بود که الگوی جدیدی را معرفی کرد و بازتابهای بینالمللی وسیعی به همراه داشت. امام خمینی پس از پیروزی، پروژه «ساختن جامعه» را کلید زدند.
نهادسازی و ظهور ظرفیتهای نوین
این پروژه جامعهسازی منجر به تقویت نهادهای مدنی و انتخاباتی و گسترش مشارکت عمومی شد. شکلگیری نهادهایی نظیر جهاد سازندگی، نهضت سوادآموزی، سپاه و بسیج، ظرفیتهای کنونی کشور را فراهم آورد.
پرورش فیگورهای ایدهآل
امینی معتقد است که شخصیتهای برجستهای چون شهید بهشتی، مطهری و سلیمانی، محصول این بستر فکری و ساختاری هستند. به باور او، اگر این افراد در چارچوب آن چشمانداز انقلابی پرورش نمییافتند، شاید صرفاً انسانهایی عادی باقی میماندند.
به عنوان مثال، او به دوران حملات موشکی اسکاد به ایران در جنگ اشاره کرد؛ زمانی که شعار «موشک جواب موشک» داده میشد، در حالی که ایران فاقد توان موشکی بود. این ارادهای بود که بعدها به توانمندی موشکی انجامید و بدون آن افق فکری شکل نمیگرفت.
نشانههای بلوغ اجتماعی در رفتار فردی
امینی برای اثبات عمق این تحول اجتماعی، به نمونههای انسانی استناد کرد:
- اشاره به سخن آیتالله جوادی آملی که فرمود: «من باید در برابر شما بایستم»، که نشاندهنده درک عظمت و بلوغ جامعهای است که او آن را «بزرگزاده» مینامد.
- روایت مادری که هشت شهید تقدیم کرده است، اما با صلابتی وصفناپذیر درباره فقدان عزیزانش سخن میگوید.
- همین مادر که با وجود اندوه، از درختی که جان نوه مصدومش را نجات داده، با احترام یاد میکند. امینی این تصویر را «شمایل زینبی جامعه ایران» مینامد؛ استواری در دل رنج. (البته این مادر فروتنانه خود را با حضرت زینب (س) مقایسه نمیکند.)
- سالمندی که با ویلچر در مراسمی حضور یافته و در پاسخ به نگرانی از تنهاییاش میگوید: «نه، خدا هست.»
در نهایت، امینی نتیجه میگیرد که این نمونههای فردی اثبات میکنند که در ایران صرفاً یک نظام سیاسی مستقر نشده، بلکه یک جامعه با هویتی خاص، محصول پروژه جامعهسازی آغاز شده در دوران امام خمینی، در حال زیست است.
منبع: ببینید| روایت پرویز امینی از جامعهای که امام خمینی(ره) ساخت
دیدگاههای کاربران