استادیار علوم سیاسی مؤسسه امام خمینی(ره) مقاومت را عامل برهمزننده طرح آمریکا در غرب آسیا دانست.
به گزارش خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری کرلربیق قراراه، حجتالاسلام دکتر هادی شجاعی، استادیار گروه علوم سیاسی مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)، در نشست «جنگ رمضان و افق فرا رو» که به همت گروه علوم سیاسی مؤسسه امام خمینی(ره) و با همکاری گروه مطالعات سیاسی پژوهشکده امر به معروف و در سالن جلسات انجمنهای حوزه برگزار شد، به تبیین میزان تأثیر مذاکرات بر اداره جنگ بر اساس تحلیل سیر تاریخی پرداخت و گفت: در دهه نود مسئولین گزارهای را تبدیل به خواست عمومی کرده بودند که اگر شما مسألهتان را با غرب حل کنید. همه مشکلات حل خواهد شد. به همین دلیل دولت وقت توانست به تکیه به این درخواست عمومی مسیری برای مذاکرات باز کند. امروز هم که خواست عمومی مسیر دیگری را مشخص میکند، در تصمیمات مسئولان تاثیر خواهد داشت.
وی با بیان ضرورت دیدگاه نظر به سیر تاریخی در طول زمان در کشف تصویر دقیق از تحولات روز اضافه کرد: اگر با دید تاریخی به تحولات نگاه نکنیم ممکن است از افق پیشروی مسأله غافل بمانیم. اتفاقات امروزه به گونهای با پایان جنگ جهانی دوممرتبط است. طرفهای پیروز نظمی را به وجود آوردند و دنیای جدیدی را خلق کردند. دنیایی که قوانین و کنوانسیونهای آن را غرب نوشته است و حتی بازیگرانی را برای اهداف خود در سازمان ملل خلق کرده است که توان اداره یک کشور را به صورت مستقل ندارند اما نقش کنشگر را برای آمریکا بازی میکنند.
وی با اشاره به فروپاشی شوروی در دهه 90 میلادی افزود: پس از فروپاشی شوری مسأله نظم نوین آمریکایی مطرح شد. در این ایده، سه محور را استراتژیستهای آمریکایی مطرح کردند که اگر این سه را کنترل کنند و بازآرایی بشوند زمینه برای ایجاد دنیای نوین فراهم میشود. این سه محور شمال اروپا یا همان روسیه، شرق آسیا یعنی چین و غرب آسیا به محوریت ایران است.
استادیار گروه علوم سیاسی مؤسسه امام(ره) با اشاره به نشانههای چرخش قدرت از غرب به شرق ادامه داد: از سال 2000 اسامی قدرت های شرقی در میان پنج قدرت برتر اقتصادی جهان مطرح شد، آمریکا برای جلوگیری از روند انتقال قدرت، پروژهای را برنامهریزی کرد که هزینه بسیار سنگینی هم برای آمریکا داشت. آمریکا در مسأله انرژی هم بهخاطر نیاز خودش به نفت نتوانست روسیه را کاملا تحریم کند و هم ارتباط ایران به چین و صادرات نفت به چین، مانع از فشار صد درصدی بروی محور شرق آسیا شد. این یعنی اگر آمریکا فهمید که اگر بتواند بر غرب آسیا کنترل پیدا کند، مسأله چین و روسیه برایش به آسانی حل خواهد شد.
وی آغاز عملیاتی پروژه آمریکایی را حادثه 11سپتامبر دانست و گفت: سال 2001 با حمله به افغانستان و 2003 با حمله به عراق، روند پروژه شروع شد و بنا بود تا 2005 به هفت کشور حمله نظامی صورت بگیرد که آخرین آن ایران بود. هم آمریکاییها به این نقشه اعتراف کردند و هم رهبری شهید در یکی از سخنرانیها مفصلا توضیح دادند که هدف اصلی میان هفت کشور ایران بوده است و 6 کشور دیگر هم به عنوان بازوان ایران بودند. طبق زمانبندی پروژه باید تا 2008 پرونده ایران بسته میشد؛ اما یک عامل برهم زننده وجود داشت که بازی را بهم زد.
حجت الاسلام شجاعی ادامه داد: ابرمرد ایران متوجه این طراحی بود و با اراده سردار سلیمانی به جبهه های عراق و سوریه ورود کرد. مقاومت که تشکیل شد، طراحی دشمن در غرب آسیا را بهم زد و همین سبب شد که مسأله آمریکا در محورهای دیگر هم حل نشده باقی بماند. در جنگ تحمیلی سوم، عاملیت اشخاصی مثل ترامپ در اجرای راهبرد دشمن مؤثر است، یعنی افرادی را در دولت آمریکا حاکم کرند که بتوانند پروژه را پیش ببرند اما اصل ضرورتشان، پیشبرد بازطراحی نظم جدیدشان است. وقتی از این زاویه به قضیه نگاه شود، میبینیم توقع حل این مسأله اساسی با توافق و مذاکره بیجاست.
وی تقابل جمهوری اسلامی و آمریکا را مرتبط به اساس هژمونی غرب دانست و افزود: همین مسأله نشان میدهد جنگ ما با آمریکا تازگی ندارد با دانستن این عقبه طولانی در تقابل با آمریکا و با این تحلیل باید افق پیشرو را متفاوت دید و نمیتوان آن را ساده انگاشت. دشمن نیز تا با ضربه محکم از صرافت این پروژه نیفتد، مسأله حل نخواهد شد و درگیری را به جایی کشانده است که امکان بازگشت وجود ندارد.
خبرنگار: زهرا شعبان زاده
انتهای پیام/