چهارشنبه، ۱۳ خرداد ۱۴۰۵
سالم بان
برگزیده ⚡ فوری هوش مصنوعی ارزهای دیجیتال پزشکی و سلامت بازار خودرو بین‌الملل
فهرست خبرها
  • اخبار
  • تماس با ما
  • درباره ما
  • شهید روز عرفه که سردار سلیمانی بر او درود فرستاد

    دسته: اخبار تاریخ: 13 خرداد 1405 کد خبر: 54121

    سردار سلیمانی بر گلوی بریده او درود فرستاد: "سلام بر حججی که حجتی شد در چگونه زیستن و چگونه رفتن".

    ظهور اسطوره‌ای از دل بحران: بازخوانی زندگی شهید محسن حججی

    تصویری که جهان را میخکوب کرد

    تا تابستان سال ۱۳۹۶، نام و چهره محسن حججی برای عموم ناشناخته بود. اما تصویری که ناگهان منتشر شد، این جوان لاغراندام را در کانون توجه قرار داد. در آن قاب، او با صلابتی خیره‌کننده در برابر یک عضو گروه تروریستی داعش ایستاده بود؛ صلابتی که نمادی از ایستادگی شد.

    شهادت این شهید، که یادآور واقعه کربلا و مصائب اباعبدالله الحسین (ع) بود، او را در لحظه پرواز، به محبوب دل‌های مردم ایران تبدیل کرد. پیکر ارباً‌اربا شده او، صحنه قتلگاه را در اذهان زنده ساخت. او در روز عرفه، پاداش مجاهدت‌ها و تزکیه نفس خود را گرفت و به کاروان شهیدان پیوست.

    درود فرمانده و سبک زندگی

    سردار سلیمانی در پیامی به این شهید ادای احترام کرد و او را نمادی از “چگونه زیستن و چگونه رفتن” خواند. او بر گلوی بریده حججی و سری که همچون سر مولای شهیدان، نامعلوم و به عرش برده شد، درود فرستاد و بر اهمیت عفت و حجاب به عنوان شادی اصلی تأکید کرد.

    پس از شهادت، موجی از تولیدات فرهنگی در باب زندگی حججی شکل گرفت؛ آثاری که در پی پاسخ به این پرسش بودند که این شهید چگونه به جایگاه “عزیز دل مردم” رسید و چه چیزی در سبک زندگی او الهام‌بخش بود.

    کتاب “سربلند”: حججیِ زمینی و متعالی

    کتاب “سربلند” نوشته محمدعلی جعفری، یکی از این آثار برجسته است. نویسنده که پیش‌تر نیز آثاری در حوزه ادبیات مقاومت و مدافعان حرم داشته، در این اثر با تکیه بر خاطرات خانواده، دوستان و یاران شهید، سعی کرده ابعاد مختلف زندگی او را ترسیم کند.

    نکته متمایز “سربلند” این است که حججی را یک چهره اسطوره‌ای و غیرقابل دسترس معرفی نمی‌کند. بلکه خواننده با تلخی‌ها و شیرینی‌های زندگی او آشنا می‌شود و درمی‌یابد که او با وجود امکان انتخاب مسیرهای دیگر، آگاهانه در میان هیاهوی دنیوی، به دنبال “آب حیات” و چشمه معرفت و شهادت بوده است.

    یکی دیگر از نقاط قوت کتاب، تنوع منابع روایی است؛ روایت زندگی این شهید عرفه از زبان افراد با دیدگاه‌های متفاوت، مانع یک‌نواختی شده و جذابیت مطالعه را افزایش داده است. به مناسبت سالگرد شهادت، بخش‌هایی از این خاطرات منتشر شده است:

    خاطراتی از کودکی و سبک زندگی

    • شوخی‌های کودکی: “اگر بر سر کنترل تلویزیون دعوا نمی‌کردیم، روزمان شب نمی‌شد! یک بار در کشمکش کنترل، تلویزیون را انداختم و کاملاً خرد شد.”
    • سادگی و مهربانی: “وقتی بستنی می‌خریدیم، سهم خودش را می‌خورد و با آن قیافه مظلومانه به ما نگاه می‌کرد. دلم برایش می‌سوخت و بستنی‌ام را به او می‌دادم. اما او تا ته چوب بستنی را هم نمی‌لیسید، ول نمی‌کرد؛ تازه می‌فهمیدم سرم کلاه رفته بود.”
    • عبادت: “با وجود همه این‌ها، اولین چیزی که از محسن یادم می‌آید، عبادت‌هایش بود. او نمازها را با فاصله می‌خواند؛ مثلاً نماز مغرب را ادا می‌کرد و یک ساعت بعد عشا را می‌خواند. می‌گفت این سنت پیامبر (ص) است.”
    • تأکید بر حجاب: “او نسبت به حجاب ما غیرت داشت و تأکید می‌کرد: «مانتو هر چقدر هم بلند باشد، جای چادر را نمی‌گیرد؛ چادر میراث خاکی حضرت زهرا (س) است. شما باحجاب باشید، چهار نفر که شما را ببینند، حجابشان را اصلاح می‌کنند.»”
    • الگوبرداری از شهدا: “در ۱۲ سالگی که با راهیان نور رفتم، عکسی از ابراهیم همت با یک عروسک برایم آورد. آن عکس تلنگری برای علاقه‌ام به شهدا بود. محسن گفت: «این عکس را جلوی چشمت بگذار و نگاه کن؛ از شهدا برای زندگی الگو بگیر.»”

    رویارویی با داعشی: مناظره در میدان نبرد

    در روایتی تکان‌دهنده، یکی از همراهان شهید در مواجهه با داعشی پس از اسارت، به او اعتراض می‌کند: “من چطور این بدن ارباً‌اربا شده را شناسایی کنم؟” او به سمت فرد داعشی رفت و با اشاره به کاور، فریاد زد: “مگر او مسلمان نبود؟ پس سرش کجاست؟ چرا این بلا را سرش آوردید؟”

    نماینده داعش تلاش کرد خود را مبرا سازد و گفت این کار آن‌ها نبوده است. معترض دوباره پرسید: “کجای اسلام اجازه شکنجه اسیر را می‌دهد؟” پاسخ داعشی این بود: “تقصیر خودش بود! چون اطلاعاتی نداد، اظهار پشیمانی نکرد و التماس ننمود!”

    تأمل فرمانده در فرودگاه

    در مراسم تشییع در فرودگاه اصفهان، یکی از فرماندهان که پشت تابوت حرکت می‌کرد، با خود زمزمه می‌کرد: “فرماندهی که دارد آهسته دنبال نیروی خود قدم برمی‌دارد…”. او با دیدن صلابت شهید در تصاویر اسارت و شهادت، با خود می‌گفت: “این کار تو ایولّا دارد!”

    این فرمانده در ادامه به مقایسه شهادت حججی با صحنه‌هایی که از جنگ ایران و عراق دیده بود، پرداخت؛ از جمله شهادت رفقا با تیر و ترکش یا اجساد متلاشی شده در تانک‌ها. او همچنین شرایط اعدام خلافکاران را به یاد آورد که چگونه زبانشان بند آمده و از ترس قدم نمی‌توانند بردارند. در مقابل، صلابت حججی در تصاویر، حتی پس از اسارت و بریدن سر، برایش ستودنی بود.

    منبع: شهید روز عرفه که سردار سلیمانی بر او درود فرستاد

    ارسال نظر

    خانه اکتشاف ذخیره‌ها تنظیمات