به فرمان رضا شاه شاهنامه از میان عشایر جمعآوری شد؛ حتی گزارشی از کشته شدن یک نفر به دلیل مخالفت وجود دارد.
حماسه ملی ایران؛ پیوندآفرین در بزنگاههای تاریخی و پیوند عمیق با هویت عشایری
بازتاب شاهنامه در دوران معاصر
در پی تحولات اخیر و آغاز تنشها میان ایران و رژیم صهیونیستی و حامیانش، متون حماسی شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی، بیش از پیش مورد توجه ایرانیان و فارسیزبانان قرار گرفت. اشعار این اثر سترگ، چه از طریق الهامبخشی به شاعران معاصر و چه از طریق انتشار گسترده در شبکههای اجتماعی، به عنوان نمادی از هویت و تمدن کهن ایران زمین عمل کرد. این پدیده نشان داد که شاهنامه همچنان به عنوان چشمهای زنده، ایرانیان را در برهههای حساس تاریخی به یکدیگر پیوند میدهد.
جایگاه شاهنامه در میان اقوام و عشایر ایران
پژوهشهای صورتگرفته، از جمله مقاله محمد جعفری قنواتی، پژوهشگر برجسته و نویسنده آثاری نظیر «شاهنامه هفت لشکر»، بر اهمیت ویژه این اثر در میان جوامع عشایری تأکید دارد. قنواتی در تحلیل خود که در دایرةالمعارف بزرگ اسلامی منتشر شده، به ریشهدار بودن ارتباط عشایر با این کتاب از گذشته تا کنون اشاره میکند.
بسیاری از طوایف و تیرههای عشایری، برای تثبیت هویت خود، نسب خانوادگیشان را به قهرمانان و خاندانهای اساطیری شاهنامه متصل میدانند.
به عنوان نمونههایی از این پیوند هویتی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- طایفهٔ رستمی از ممسنی که خود را از نسل رستم میدانند و منطقه زندگیشان را نیز به همین نام میخوانند.
- اورامانیها که ادعای تبار رستمی دارند.
- بخشی از کردهای لارستان که خود را از نوادگان میلاد گرگین میشناسند.
- کردهای پیرانی که نسب خود را به پیران ویسه میرسانند.
- کلهرها و گورانیها که فرهاد و بهرام گور را پیشگامان خود میدانند.
- قائدگیویها از بویراحمد که کلانتران خود را از دیرباز با لقب «کی» (مانند کی عطا یا کی سالار) مینامیدند و این را نشانهای از ارتباط با کیانیان میدانستند.
شاهنامهخوانی در زندگی روزمره و میدان نبرد
نفوذ شاهنامه در میان عشایر بویراحمدی به حدی بود که نقل ابیات آن برای تأیید یا رد یک گفته یا رفتار در مکالمات روزمره امری عادی محسوب میشد. به عنوان مثال، هنگام دریافت نامهای از یک خان دیگر مبنی بر اتحاد، یکی از خوانین بویراحمدی که به نیت فرستنده اعتماد نداشت، با استناد به سخنان گودرز در برابر بیران، پاسخ میداد: «دلت بابا زبان آشنایی نداشت / بدانگه که این گفته بر لب گذاشت / چو یاد آیدم چون کنم آشتی/ که نیکی سراسر بدی داشتی».
این رویه در میان بختیاریها نیز رایج بود. حتی در میان ایل قشقایی که زبان مادریشان ترکی است، همدلی عمیقی با شخصیتهای شاهنامه وجود داشت. اعضای این ایل، قهرمانان شاهنامه را سرمشق خود قرار داده و در آستانه نبرد، هر فرد خود را جای یکی از پهلوانان (رستم، سهراب یا سیاوش) میگذاشت و با شاهنامهخوانی روحیه خود را تقویت میکرد و درگیریها را با ابیات متناسب آغاز مینمود.
سابقهی استفاده از شاهنامه در میدان جنگ برای تقویت روحیه خودی و تضعیف دشمن به حدود هزار سال بازمیگردد. از نمونههای تاریخی میتوان به شاهنامهخوانی طغرل سلجوقی در جنگ با دشمنانش و همچنین استفاده خان محمد استاجلو، فرمانده قزلباشان، از این اثر برای تشجیع سپاهیان در نبرد چالدران اشاره کرد. بختیاریها نیز در جریان جنگهای دوره مشروطیت به این سنت پایبند بودند.
تلاش برای قطع ارتباط عشایر با شاهنامه
اهمیت شاهنامه در تحریک روحیه جنگاوری عشایر به حدی بود که در دوره پهلوی اول، همزمان با سیاست یکجانشینسازی اجباری، دستور به جمعآوری کتب شاهنامه از میان عشایر صادر شد. گزارشهای متعددی از این اقدام وجود دارد، بهطوری که در یک مورد، فردی به دلیل مقاومت در برابر تحویل کتاب خود به مأموران دولتی، جان خود را از دست داد.
این علاقه تنها محدود به مرزهای کنونی ایران نبود؛ در باکو نیز شاهنامهخوانی در دورههای گذشته چنان رواج یافته بود که نیروهای امنیتی وقت، به دلیل نگرانی از برانگیختن شورشهای مردمی، اجرای آن را ممنوع کرده بودند.
تلاش برای فاصله انداختن توسط حکومت پهلوی
مقاله جعفری قنواتی همچنین بر تلاشهای حکومت پهلوی اول برای ایجاد گسست میان اقوام ایرانی و اثر سترگ فردوسی تأکید دارد.
منبع: چرا رضا شاه فرمان جمعآوری شاهنامه از عشایر را صادر کرد؟